
قفسهنوشت ۳۳۹: ارباب و مرد؛ از لئو تولستوی
خستهای و کنار قفسهٔ کتابهای خانه نشستهای. این روزها، وسط خواندن کتابهای دیگر، چشمت به کتابی نازک در قفسهٔ کتاب میخورد: از آن کتابهایی که فلهای از دستهدوفروشی محل خریدهای.
داستان اول را که دو بار خواندهام و دربارهاش نوشتهام (در اینجا و اینجا ). پس با وجود وسوسهای فراوان برای خواندن بار سوم، از آن میگذرم و نمیخوانم. میرسیم به داستان ...

قفسهنوشت ۳۳۷: خونخورده؛ از مهدی یزدانی خرم
این سومین رمانی است که از یزدانی خرم میخوانم. همان قالب همیشگی که معمولاً جوانی در دورهٔ معاصر طی اتفاقاتی روایتش به سمت گذشته میرود و نقب میزند به اتفاقات گذشته. نسبت به دو کتاب قبلی البته نویسنده توقف بیشتری در گذشته میکند و از پراکندگی تا آنجا که داستانش اجازه میداده است اجتناب کرده است. از آدمهای رمانهای قبلی هم استفادههای خیلی موردی هم...

قفسهنوشت ۳۳۸: مترجم؛ از لیلا ابوالعلا
لیلا ابوالعلا نویسندهٔ سودانیتبار اهل اسکاتلند برای این رمان کوتاه مورد تقدیر بسیاری از جمله جی. ام. کوتزی (برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات) قرار گرفته است. داستان در مورد زنی به اسم سامر است که به همراه همسرش طارق در اسکاتلند زندگی میکرده است اما طارق فوت کرده است و او در تنهایی و افسردگی زندگی میکند و شغلش ترجمهٔ متون عربی به انگلیسی برای استاد دان...

قفسهنوشت ۳۳۶: میخواهم شیعه شوم؛ از مریم سها و احمدرضا اخوت
این کتاب را به حساب کتاب تربیتی خریدم ولی ظاهراً بیشتر کتابی است ذوقی در باب اخلاق و سبک زندگی شیعی. این کتاب را میشود در یک نشست خواند و نوعی نگاه ذوقی به مقولهٔ دینداری دارد. برای من این کتابها دیگر جذاب نیست اما شاید برای جوانترهای علاقهمند به سبک زندگی دینی جالب باشد.